تبليغاتX
khaterate abi

khaterate abi
هدیه من تسریع ضربه های مضراب افتخار است بر سنتور زندگی  
لینک دوستان
دوستان عزيز غريبه اي كه از گوگل و يا هر مرورگر ديگه اي تشريف مياريد ،

برداشت از مطالب فقط با ذكر منبع و نوشتن نام نويسنده مجاز مي باشد .

اصلا" و ابدا" و هرگز راضی نیستم کسی از روی نوشته های وبلاگ من و

یا حتی عکسهای وبلاگ من کپی - پیست بگیره .ضمن اينكه توضيحش

رو اون بالا كامل دادم .

اغلب نوشته هاي اين وبلاگ از سال 89 تا به الان ( اعم از بعضي

از دلنوشته ها ـ في البداهه ها - شعرها - شعرهاي تك بيتي از خودم

هستند .)

ضمنا" کسی رو لینک نمی کنم به علت اين که لینکستانم زیاده وقت اینکه

به همه شون سر بزنم رو ندارم .

 با تشكر : مديريت وبلاگ خاطرات آبي .

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ ماهرخ ]
اسم هاي خود را به صورت كلمه به كلمه با نماد مثبت بنويسيد .

مثلا: زهرا

ز : زندگي

ه : هستي

ر : روياي شيرين

ا : آسمان دلها

منبع : وبلاگ زندگي من يعني افكار روزانه من

پ.ن . ازتون خواهشمندم شركت كنيد لطفا" و طبق همین پستم عمل

کنید .

 

 

 

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ ماهرخ ]
هنوز هم در عین ناباوری و در کمال تعجب خوشحال و شوكه ام .... در

نهايت آرامش امروز نشستم و مجموعه بيست و ششم رو با لذت هر

چه تمومتر ديدم .

دستمريزاد دارن آقاي مديري .... درود ...مرحبا ! هر چند که خودشون توی

این قسمت از مجموعه تشریف نداشتند .

تحسين بر انگيز هست. همه چيز صحنه - دكوراسيون و حتي شعر اول متن

با صدای آقای مدیری و شعر آخر متن كه البته آخرش فقط آهنگه همین

آهنگه است که آقای مدیری خونده ولی بی کلامه ضمن اينكه يه سري هنر

پيشه بهش اضافه شدند البته من اينا رو از پارسال مي دونستم ... اول اينكه

يه خورده اون اولاش توي ذوقم خورد . به اين خاطر كه هميشه سي دي

هاي اين مجموعه يعني وي سي دي هاش رو مي خريدم آخه من هميشه

عادت و رسم داشتم كه اين مجموعه رو توي كامپيوترم بذارم و ببينم  ولي

ديشب از سر مجبوري دي وي دي این مجموعه خريداري گرديد ....

 اشكالي هم نداره .چون اين بار مجبور نبودم  كامپيوترم رو روشن كنم .

توي خونه مون يكي از اعضاي خونه مون بهم گفتن : چه فرقي مي كنه و

چه فرقي داره اصلا"... تو مي خواي خود فيلمو ببيني !

يه خورده كه فكر كردم ديدم راست مي گنا ... توي دلم به خودم گفتم مهم

نيست و در نهايت امروز با خيال راحت نشستم و مجموعه رو كامل ديدم.

آهنگ تیتراژ ابتدایی همينيه كه روي وبلاگمه ... البته آهنگ تيتراژ اول با

صداي خود سيد مهران مديري !

ولي ديگه عكساشون نيست ... براي اون دسته از دوستان كه اين مجموعه

رو ديدن ياد آوري مي كنم كه مجموعه هاي اول تا بيست و پنجم اين

سريال  در حقيقت از يه سبك ويژه اي برخوردار بود ولي همونطور كه

در بالا اشاره كردم همه چيز فرق كرده .يعني اون اوايل عكسهاي مهران

مديري و سيامك انصاري رو نشون ميداد و همینطور بقيه بازيگرا رو با

اسامیشون ولي الان نه !

منهاي آدمها و شخصيتهاي داستانش كه لباسها و حركاتشون همون

هاست و هيچ تغييري نكرده  .

به نظرم مهران  مديري هميشه ي خدا خلاقه .ابتكار از خودش به خرج ميده

و كلا همين ها باعث جذابتر شدن و جالبتر شدن هر چه بيشتر به محتواي

اين داستان خاطره انگيز  هست .همين موضوع به اضافه ي خيلي چيزاي

ديگه است كه من رو اصلا بيشتر از هميشه به سمت خودش كشونده.

ديشب يه جايي توي نت خوندم كه نوشته شده بود :

مجموعه هاي بعدي درراهه ...

البته من اميدوارم ولی چشمم آب نمي خوره .چون تازه مجموعه ی 26

امش اومده ... نمي دونم والا !!!

پي نوشت : اميدوارم اين دفعه ديگه وقفه توي كارشون ايجاد نشه .

چون از پارسال تا حالا خيلي منتظر مونديم !!!

 

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ ماهرخ ]
دیروز قبل از اینکه بریم بیرون برای انجام یه سری کارای مهمتر ، رفتم

مقنعه ی مهمانداری خریدم از توی خیابونمون .چه میدونم عشق مقنعه

سر کردن !! 

والا .... و از اونجایی که بلدم نبودم ولی خب بالاخره همون بار اول یاد گرفتم

که مدلش چطوریه  و اینا. مدل به مدلش رو ياد گرفتم .

از طرفی رفتم امروز دو تا چیز خریدم : یه دونه کتاب که خیلی قشنگه

کتابه ... مثل كتاب فال حافظه که باید نیت کنی و باز کنی و قبلش نیت

کنی و شعری که برای نیتت اومده ( تفألت ) رو بخونی .

با این تفاوت که کتابه رو نباید نیت کنی .. باید توی ذهنت یه سوال بپرسی

بعد برای به دست آوردن جواب سوالت باید خودت به این نتیجه برسی

که صفحه ی سمت راست رو بخونی یا صفحه ی سمت چپ .

البته این ایده ی نویسنده است و خیلی خیلی جالبه .

اون خواهرم که همسن آقای اخشابی هستن این کتاب رو داشتن و من

می تونستم کتاب رو از ایشون غرض بگیرم ولی بنابه دلایلی که می گم

براتون : از اونجایی که من دوست داشتم کتاب مال خودم باشه ، کتاب

رو خریدم .

خرید دومی که کردم این بود : یه جفت کفش خریدم که

توی پا خیلی شیک و قشنگ و خوشگله ....ضمنا" هم با جوراب قشنگه و

هم بی جوراب .

مشخصاتش رو هم الان می گم واستون یه جفت کفش اسپرت عروسکی

هست که خیلی دوست داشتنیه و بند داره ولي بندش با همه ي اين كفش

هاي بند دار فرق مي كنه.

خلاصه که خودم رو آباد کردم .... اون از روسری خریدن های بی وقفه ام در

چند روز قبل از شب عيد !

این هم از خریدهای بعد از عیدم یا بهتر بگم یک ماه بعد از عیدم  .

موندم واسه تولدم چیکار کنم .... یه موبایل لازم دارم .... مثل همون قبلی

ولی خب خیلی هم مهم نیست .... نخریدمم نخریدم . بگذريم . 

از طرفي چند وقته بد جوری كليك کردم روی آهنگهای احسان خواجه امیری

 و دکتر سید مهران مدیری عزیزم و آقای مجید اخشابی عزیز البته از توي

كامپيوترم گوش ميدم .

از طرفي هم دلمم بد جوری واسه استاد وحید جلیلوند نازنینم هم تنگ

شده .

با اينكه هر روز و هر شب هم بهشون سر ميزنم ولي خب فايده اي نداره

دل تنگم ديگه .... دلم تنگه . چه ميشه كرد ؟!

خب از همه ی اینها که بگذریم باید بگم یه خبر خوب دیگه هم دارم

دیشب یه اس ام اس برام اومد حاوی این عنوان :

دوباره .... قهوه تلخ

ضمن قدر دانی از همراهی

شما شروع مجدد از فلان تاريخ .

( ضمن اينكه همين چند وقته قراره بياد )

اول اينكه بايد بگم كه از خوشحالي توي پوست خودم نمي گنجيدم ....

جيغي كشيدم كه خدا مي دونه.... انگار چطور شده !!!!

نمي دونم چرا انقدر خوشحال بودم و واسم مهم بود ؟! ... آخه فكر كنيد

مجموعه ي 25 ام قهوه ي تلخ براي من مخاطبي كه دنبال مي كردم  از

مرداد و شهريور پارسال دنباله اش متوقف شد درست چند وقت قبل

از اومدن ماه رمضون بود بعدشم كه ماه رمضون تموم شد ديگه نيومد ... من

گفتم بعد از ماه صفر مياد كه بازم نيومد و خبر دار شدم نويسنده ها جديد

شده بودن و بهشون مجوز پخش نداده بودند .... حالا جالبتر اينجا بود كه

خدا شاهده من اصلا" به اين شماره هه كه برام پيام اومده بود ؛ اس ام اس

نفرستاده بودم ولي يه هو غافلگير شدم و بعد از اينهمه وقت ؛ كلي ذوق

زده شدم ... خانواده جدا جدا هر كدوم مي گفتن : چه خبره ؟ ....

 ترسيدم ! چي شده ؟  

 

آخه همون وقت از بس شاد بودم ؛ علت خوشحالي ام رو كه بهشون نگفته

بودم ولي از ذوق زدگي ام بازم متوجه نشده بودن .... بعد بلافاصله با همون

حس خوشحالي ام گفتم قهوه ي تلخ از فلان تاريخ قراره بياد .

خلاصه كلي اين خبر بهم كيف داد  .... پس از ماه ها انتظار بالاخره قهوه ي

تلخ .

هووووووووووووووووورررررررررررررررااااااااااااااااااااااااا .

پي نوشت : چقدر لذت بخشه غافلگير شدن و خوشحال شدنت در حالي

كه از هيچي خبر نداري. البته اين كه يه چيز معمولي ِ عادي بود .

فكر كنيد اگه مثلا واسه هر مناسبتي كه در پيش رو داشته باشي  يه بليط

سفر به كيش يا به مشهد يا به سوريه يا به كربلا بهت بدن و آدم سورپرايز

بشه ديگه چه حالي ميشه از خوشحالي .

 

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ ماهرخ ]
پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است

پشت سر هر آنچه كه دوستش مي داري

و تو براي اينكه معشوقت را از دست ندهي

بهتر است بالاتر را نگاه نكني

زيرا ممكن است چشمت به خدا بيفتد

و او آنقدر بزرگ است

كه هر چيز پيش او كوچك جلوه كند

پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است

اگر عشقت ساده است و كوچك و معمولي

اگر عشقت گذراست و تفنن و تفريح

خدا چندان كاري به كارَت ندارد

اجازه مي دهد كه عاشقي كني

تماشايت مي كند و مي گذارد كه شادمان باشي ...

اما هر چه كه در عشق ثابت قدم تر شوي

خدا با تو سختگيرتر مي شود

هر قدر كه در عاشقي عميق تر شوي و پاكبازتر

و هر اندازه كه عشقت ناب تر شود و زيباتر

بيشتر بايد از خدا بترسي

زيرا خدا از عشق هاي پاك و عميق و ناب و زيبا نمي گذرد

مگر آنكه آن را به نام خودش تمام كند

پشت سر هر معشوقي ،خدا ايستاده است

و هر گامي كه تو در عشق بر مي داري

خدا هم گامي در غيرت بر مي دارد

تو عاشق تر مي شوي و خدا غيورتر

و آنگاه كه گمان مي كني معشوق چه دست يافتني است

و وصل چه ممكن و عشق چه آسان

خدا وارد كار مي شود و خيالت را در هم مي ريزد

و معشوقت را در هم مي كوبد

معشوقت ، هر كس كه باشد

و هر جا كه باشد و هر قدر كه باشد

خدا هرگز نمي گذارد ميان تو و او ، چيزي فاصله بيندازد

معشوقت مي شكند و تو نا اميد مي شوي

و نمي داني كه نا اميدي زيباترين نتيجه ي عشق است

نا اميدي از اينجا و آنجا

نا اميدي از اين كس و آن كس

نا اميدي از اين چيز و آن چيز

تو نا اميد مي شوي و گمان مي كني

كه عشق بيهوده ترين كارهاست

و بر آني كه شكست خورده اي

و خيال مي كني كه آن همه شور و آن همه ذوق

و آن همه عشق را تلف كرده اي

اما خوب كه نگاه مي كني

مي بيني حتي قطره اي از عشقت

حتي قطره اي هم هدر نرفته است

خدا همه را جمع كرده و همه را براي خويش برداشته

و به حساب خود گذاشته است

خدا به تو مي گويد :

مگر نمي دانستي كه پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است ؟

تو براي من بود كه اين همه راه آمده اي

و براي من بود كه اين همه رنج برده اي

و براي من بود كه اينهمه عشق ورزيده اي

پس به پاس اين ؛

قلبت را و روحت را و دنيايت را وسعت مي بخشم

و از بي نيازي نصيبي به تو مي دهم .

و اين ثروتي است كه هيچ كس ندارد

تا به تو ارزاني اش كند

فردا اما تو باز عاشق مي شوي

تا عميق تر شوي و وسيع تر و بزرگ تر و نا اميد تر

تا بي نيازتر شوي و به او نزديكتر

راستي :

اما چه زيباست

و چه با شكوه و چه شور انگيز

كه پشت سر هر معشوقي خدا ايستاده است !

( عرفان نظر آهاري )

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ ماهرخ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با نگاه آبي تو غرق مهربوني مي شم ، راهي قصر محبت ، شهر همزبوني می شم .

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ( شهریار )

زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی می پیچد . ( سهراب سپهری)



می دانی که هر چه هستی زیبایی ....خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.چون تو زيبايي

پس تو را هم دوستت دارد !

هر كجا كه هستي زيبايي .

مرحوم خسرو شكيبايي: زيبا من عشق را با نام تو آغاز كرده ام ...در هر كجاي عشق كه

هستي آغاز كن مرا .

تنها عشق تو را به گرمی یک سیب می کند مـانوس .( سهراب سپهری )

امکانات وب

متن سریال قهوه تلخ از مهران مدیری - مرجع کد آهنگ
مرجع کد آهنگ

برای دریافت کد ساعت کلیک کنید

كد بارش قلب


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس